خرید بک لینک
شکوفه کن، بگشا باغ ارغوانت رابخند تا که نبینم غم نهانت رابخند ای پری مهگرفته! میدانمنگاه عاشقم آزرده کرد جانت رامرا ببخش که با این هوای توفانیمشکستهام پروبال پرندگانت رامرا ببخش که این ابرهای ناآرا

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 18 خرداد 1398 ساعت: 6:14

تا چشم کار میکندتو را نمیبینم.از نشانهایی که دادهاندباید همین دور و برها باشیزیر همین گوشه از آسمانکه میتواند فیروزهای باشدجایی در رنگهای خلوتِ این شهردر عطر سنگین همین ماهکه شب بوها راگیج کرده

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 18 خرداد 1398 ساعت: 6:14

قسم به عشق که از عشق من یقینت رابریدهاند و عوض کردهاند دینت رامنم قرینهی تو نیمهای که گم شده بودچگونه بردهای از یاد خود قرینت را؟به چشمهای من آن بوسه حرف آخر بودچگونه محو کنم حرف آخرینت را؟بیا و

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 18 خرداد 1398 ساعت: 6:14

منم که دوستت دارم
نه مردی که دستش را به نردهها گرفته
نه باران پشت پنجره
منم که دوستت دارم
و غم
بشکههای سنگینی را
در دلم جابهجا میکند.

غلامرضا بروسان

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 18 خرداد 1398 ساعت: 6:14

مرز تنِ تو با وطنِ من زیاد نیستویزای سرزمینِ تنِ من زیاد نیستدریای من! تمام مرا در خودت بگیرسطحِ جزیرهی بدن من زیاد نیستمشکل گشودنِ گرهِ گیسوان توستچون دکمههای پیرهن من زیاد نیستیاد تو... عشق تو...

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 18 خرداد 1398 ساعت: 6:14

صفحه بندی